موسسهْ آموزشي راهيان نور

در راستاي بهبود وضعيت فرهنگي اجتماع و روزنامه نگاري فعاليت مي نمائيم

رسانه ها وانتخابات

 

 

رسانه ها جز نهادهای مدنی بشمار می آیند و نقش مهمی درموفقیت پروسه های مدنی و دموکراتیک دارند.

رسانه ها  صرف نقش مثبت در این پروسه ندارند، بلکه به همان میزانی که این نقش را دارند از نقش منفی هم برخوردار هستند. به عبارت دیگر می توان گفت که رسانه ها  در این پروسه دو نقش متضاد دارند،یکی نقش اصلاحی و دیگری نقش تخریبی.

در کشورهای دموکراتیک وبا ثبات از نقش اصلاحی رسانه ها بیشتر استفاده می شود، زیرا در این کشورها مردم از اگاهی های فراوانی در عرصه های مختلف برخوردار هستند.

از سوی دیگر قوانین واصولی که  جوامع دموکراتیک توسط آنها اداره می شود بر پایه واقعیت های عینی  استوار است و زمینه برای عدول رسانه ها  از این اصول فراهم نیست واگرهم باشد مردم اجازه نمی دهند.

در این کشورها منافع ملی، امنیت ملی، اقتدار ملی وسایر ارزش ها تعاریف مشخص  دارند و کوشش می شود از همه ابزارها و نهادها در راستا تقویت همین مسائل استفاده شود.

اما در کشورهای توسعه نیافته از نقش تخریبی رسانه ها بیشتر استفاده صورت می گیرد.

در کشورهای نامبرده بدلیل فقدان بسیاری از امکانات زندگی مدنی و رفاهی، از ابزارهای مدنی استفاده مطلوب نمی شود.

در این کشورها معمولاًنظام های بسته حاکم هستند. در میان این نظام ها ومردم بدلایل مختلفی کشیده گی وجود دارد. همین مسائل موجب بی ثباتی

نظام های سیاسی این کشورها شده و از حاکمیت ملی آن ها کاسته است.

از سوی دیگر در کشورهای عقب مانده و یا به عبارتی دیگر عقب گذاشته شده اگاهی مردم نسبت به مسائل مهم کشوری و جهانی کم است.

این امر نیز باعث می شود که برخی از نهادها و شخصیت ها برای رسیدن به اهداف مشروع و یا غیر مشروع ، از ابزارهای در دست داشته خود استفده نامطلوب نمایند و در صدد تعریف واقعیت ها بر آیند.

در افغانستان متأسفانه امکان وقوع چنین مسائلی خیلی زیاد است و جامعه ما از این جهت سخت در معرض آسیب قرار دارد.

در ظرف 9 سال گذشته که سه انتخابات در افغانستان برگزار شد؛ مشاهده شد که برخی از رسانه ها بجای نقش اصلاحی به نقش تخریبی خود پرداخته بودند.

با این حال می توان نقش اصلاحی و تخریبی رسانه ها را در سه مرحله زمانی برجسته ساخت:

1- قبل از برگزاری انتخابات ودر جریان کمپاین نامزدان

2- روز برگزاری انتخابات

3- پس از برگزاری انتخابات و اعلام نتایج

با توجه به واقعیت های کنونی افغانستان می توان در این مراحل ، مهمترین نقش تخریبی  رسانه ها را چنین برشمرد:

1- شایعه پراکنی

2- تخریب نامزدان مخالف

3- توصیف بیش از حد از نامزدان موافق

4- زیر سوال بردن اصل انتخابات

5- اتهام وارد کردن به مسئولان برگزاری انتخابات

6- بزرگ ساختن چالش ها بر سر راه برگزاری انتخابات مثل نا امنی و ...

 7- نا امید ساختن مردم نسبت به نتایج انتخابات

8- تحریک مردم به اعتراض های غیر قانونی در باره نتایج ین پروسه

بزرگ جلوه دادن تقلبات احتمالی

و اما نقش مثبت رسانه ها:

1- اطلاع رسانی دقیق و بموقع از جریان برگزاری انتخابات

2- تشویق مردم به مشارکت

3- بیان تخلفات انتخاباتی با توجه به واقعیت های کشور

4- معرفی نامزدان انتخابات به مردم

5- بر جسته کردن اهمیت اتخابات بای مردم افغانستان

 6- تاکید بر انتخاب چهره های ملی وعلمی

7- انتقاد  سالم از مسئولان برگزاری انتخابات

8- تاکید ویژه بر سهم زنان در این پروسه مدنی

9- کم ارزش جلوه دادن چالش ها بر سر راه برگزاری انتخابات و امیدوار ساختن مردم.

در حال حاضر اعتماد مردم افغانستان نسبت به رسانه ها در سطح بالائی قرار دارد.در ظرف 9 سال گذشته رسانه هاافغانستان خدمات چشمگیری کرده اند.

این رسانه ها با نشر برنامه های سیاسی ، فرهنگی، اقتصادی و... جایگاه شان را تا حد زیادی در افغانستان تثبیت کرده اند.

البته در فعالیت های رسانه های کشور ما در این سالها نواقصی هم بوده که نمی شود از کنار آن ها بی تفاوت گذشت.

دومین انتخابات پارلمانی فرصتی برای تثبیت بیشتر جایگاه رسانه  و فرهنگ رسانه ای در افغانستان است.

امید می رود که همه رسانه های کشور نقش مثبت شان را در این فرایند دموکراتیک بخوبی ایفا نمایند.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  89/05/05ساعت 9:3 AM  توسط بصير احمد دانشيار  | 

 

 

شب برات :
 پانزدهم شعبان که در فرهنگ اسلامی و ادبی سرزمین ما، به آن شب برات می گویند. شب برات یا در عربی شب برائت، دوری  جستن از گناهان و شب نزدیک شدن به معبود برحق است. درعقاید اسلامی، از نظر مذاهب اهل سنت ، این شب جایگاه ویژه ی دارد.   همچنان در مورد  شبب برات، در نزد مسلمانان از پیامبر اسلام روایت است که  پیامبر اسلام، حضرت محمد(ص) در شب برات، به قبرستان مدینه رفتند و برای مردگان از خدا، آمرزش خواستند.
بنا بر این،  مردم در این شب به خواندن نماز و دعا در منازل و مساجد،  می پردازند تا بدین وسیله از گناهان برائت حاصل نموده و نیز، برای گذشتگان خود از خداوند طلب آمرزش می کنند. تاخداوند به وسیله ی عبادت، سعادت نصیب شان نماید.
15 شعبان، شب برائت از گناهان است و  شعبان در احادیث نبی اکرم (ص) ماه معظم و ماه استجاب دعا و آمرزش گناهان، آمده ا ست"
در  باور عامیانه عقیده برآن است که در این شب ، روزیِ بندگان از نو تقسیم خواهد شد و دعا برای افزایش روزی مستجاب می شود ونیز عقدیه  برآن است که هرکس اگر در این شب عذای سیر نخورد، در طول سال سیر نخواهد شد؛ ازاینرو همة خانواده ها، غذای متنوع و ویژه ساخته صرف می کنند  و فقیران را هم  در تهیة آن یاری می دهند، و به این کار «کاسة جشن » می گویند.
تجلیل از شب برات در میان مسلمانان،  مانند دیگر شعایر و  مراسم اسلامی ، در  کشور های مختلف  تجلیل های مختلف صورت می گیرد.
در افغانستان این شب  ، شب عبادت و  خرید کردن لباس و زیورات برای نامزد ها، همچنان تهیه غذاهای شیرین، مانند حلوا  و بردن آن به مساجد و دادن آن به همسایه گان وفقراء است.

«اين شب برترين شب بعد از شب قدر است. خداوند در اين شب، نعمت‌هاي افزونِ خود را به بندگانش ارزاني مي‌دارد و به منّت خود مي‌آمرزد، در اين شب در تقرّب به درگاه خداوند متعال بکوشيد، زيرا اين شبي است که خداوند عزّوجل برخود سوگند ياد کرده که هيچ خواهنده و سائلي را، تا زماني که معصيتي را نطلبد، ردّ نکند. [همچنين] اين شبي است که خداوند آن را در برابر شب قدر، که براي پيامبر اکرم(ص) قرار داده، براي ما [اهل بيت] قرار داده است. پس در دعا و ثنا به درگاه خداي متعال بکوشيد». «شعبان» ماه هشتم از ماه‌هاي قمري است که بعد از ماه رجب و قبل از ماه رمضان قرار دارد. جمع آن «شعبانات» و «شعابين» است. اين نام از ريشة «شعب» گرفته شده که هم بر جدايي و افتراق و هم بر فراهم آمدن و اجتماع دلالت دارد. بعضي از اهل لغت گفته‌اند: «اين واژه از اضداد است» ولي ديگران آن را از باب اختلاف لغات دانسته‌اند. کلمة «شَعْب» به معني امّت و قوم نيز از همين ريشه گرفته شده است. چنان‌که خداوند فرمود: «و جعلناکم شعوباً و قبائل...؛1 و شما را از امّت‌ها و قبيله‌ها قرار داديم».
وجه نام‌گذاري شعبان، طبق روايتي از پيامبر اکرم(ص) آن است که خير بسيار (ماه رمضان) از آن منشعب مي‌گردد2 و نيز گفته شده: «چون شعبه‌هاي رحمت خدا در آن بسيار است، شعبانش نامند» يا به جهت آنکه روزي‌هاي بندگان خدا در اين ماه بسيار منشعب مي‌شود و حسنه مضاعف مي‌گردد. امّا عرب جاهلي چون در اين ماه براي پيدا کردن آبشخور، يا به منظور غارتگري، پراکنده و منشعب مي‌شدند، اين را وجه تسمية شعبان پنداشتند. از جهت عظمت و اهميّت اين ماه که در مقدّمة ماه مبارک رمضان قرار دارد، معمولاً آن را «شعبان المعظّم» تعبير مي‌کنند و اوصافي براي اين ماه پرفضيلت نيز منقول است:
1. «شهر الزّينـة»: به اعتبار آنكه ثواب حسنات در آن تا هفتاد برابر فزوني مي‌يابد.
2. «شهر الشّفاعـة»: زيرا هر کس اين ماه را روزه بدارد و همچنين هر کس بر محمّد و آل محمّد(ص) بسيار صلوات بفرستد، پيامبر اکرم(ص) او را شفاعت مي‌کند.
3. «شهر الرّسول»: در چند روايت آمده که اين ماه به رسول خدا(ص) اختصاص دارد لذا آن را «شهر الرّسول» ناميده‌اند.
سيّد بن طاووس(ره) در «اقبال الاعمال» روايتي را از «امالي» و «ثواب الاعمال» شيخ صدوق آورده که در بر دارندة جميع معاني بالا دربارة شرافت و عظمت اين ماه و علّت نام‌گذاري آن به شعبان است. او مي‌نويسد: «اصحاب، در محضر رسول خدا(ص) سخن از فضايل شعبان کردند، آن حضرت فرمود: «شعبان ماه شريفي است و آن، ماه من است و حاملان عرش (= فرشتگان) آن را بزرگ داشته، حقّ آن را مي‌شناسند و آن ماهي است که روزي‌هاي مردم براي ماه رمضان در آن افزوده گشته، بهشت در آن آراسته مي گردد و علّت اينکه اين ماه شعبان ناميده شده، آن است که روزيِ مؤمنان در آن گسترش مي‌يابد و عمل نيک در آن هفتاد برابر مي‌گردد و بدي‌هاي انسان در آن فرو ريخته، گناهان آمرزيده مي‌گردد و اعمال نيک مورد پذيرش قرار مي‌گيرد و خداوند جبّار ـ جلّ جلاله ـ به بندگانش مباهات مي‌کند و با نظر رحمت به روزه‌داران و شب‌زنده‌دارانِ شعبان مي‌نگرد و به وجود آنها بر حاملان عرش مي‌بالد»

شب نيمة شعبان
نيمة شعبان در فرهنگ‌نامه‌ها و متون کهن، «شب برات» ناميده شده و اين بدان خاطر است که بنا به روايات، خداوند در اين شب «برات آزادي» از دوزخ را به بندگان خود مي‌بخشد. و اين «شب برات» در ادب فارسي و متون کهن ـ نظم و نثر ـ بازتاب‌هايي داشته که به چند مورد آن اشاره مي‌رود: ابوريحان بيروني در کتاب «التّفهيم» دراين‌باره چنين آورده: «و شب پانزدهم از ماه شعبان، بزرگوار است و او را «شب برات» خوانند و همي پندارم، اين از قبيل آن است که هرکه اندرو عبادت کند و نيکي به جاي آورد، بيزاري يابد از دوزخ».7 رامپوري نيز در «غياث الّلغات» شب نيمة شعبان را «شب برات» دانسته، مي‌نويسد: «شب برات، شبِ پانزدهم شعبان [است] که در آن شب، ملائکه به حکم الهي، حساب عمر و تقسيم رزق مي‌کنند».8
حافظ، شب برات را شب قدر دانسته و در غزل معروف خود، شب قدر و «شب برات» را هنرمندانه با هم آورده، مي‌سرايد:
چه مبارک سحري بود و چه فرخنده شبي
آن «شب قدر» که اين تازه «براتم» دادند
ليلـة الصَّک: شب برات را «ليلـة الصَّک» نيز گفته‌اند. صکّ، معرّب چک فارسي و مترادف با برات است، آن روز چهاردهم و در واقع شب پانزدهم شعبان است. رامپوري در فرهنگ «غياث الّلغات» به نقل از «بهار عجم» و «سراج اللّغات» آورده که: «شب چک به معني شب برات است که در آن چراغاني و آتش‌بازي (= جشن و شادماني) کنند».10

اشارات شاعران :

سخنوران و شاعران پارسي زبان در سرودهاي خود به اين مضمون که نيمة شعبان، شب برات، ليلـة الصّک، شب بيزاري و برائت از آتش دوزخ، همچنين شب عبادت و به تعبيري «شب قدر» است، اشاراتي داشته‌اند که در اينجا به اقتضاي کلام، اشاراتي مي‌رود. بهترين شاهد در اين مضمون، شعر شيرين و شورانگيز حافظ شيرازي است که در آغاز سخن بدان اشاره شد و توضيحاتي در پيِ آن آمد. عارف شيرازي «شب قدر» و «شب برات» را در کنار هم نشانده و با هم آورده است.
آن «شب قدر» که آن «تازه براتم» دادند.
مولوي نيز در «ديوان شمس»، شب برات را شب قدر دانسته، مي‌گويد:
شب «قدر» است او، درياب او را
امان يابي چو برخواني «براتش»11
يا در غزل ديگري در همان ديوان مي‌گويد:
آمد شعبان عمداً، از بهر «براتِ» ما
تا روزي و پيروزي از بخشش ربّ بيند12
عارفِ غزنه، سنايي نيز روزان و شبان مقدّس و گران ارج را در يک بيت چنين آورده:
از زمان آمدند بهر ثنات
جمعه و بيض و قدر و عيد و برات13
سعدي نيز شب برات را شب قدر دانسته، دروازه‌هاي هفت آسمان را در چنين شبي گشوده مي‌بيند و آدميان را به غنيمت شمردن آن لحظه‌ها هشدار مي‌دهد.


شبـي چنين، درِ هفت آســمـان بــاز
ز خويشتن نَفَسي اي پسر به حـق پرداز
مگـر ز مدّت عمر، آنچـه مانده دريـابي
كه آنچـه رفـت به غفلت، دگـر نيايد باز
چه روزهات به شب رفت در هوا و هوس
شبي به روز کن آخر به ذکر و شکر و نماز

تهيه وتدوين : بصيراحمد دانشيار بختيار

+ نوشته شده در  89/05/05ساعت 9:2 AM  توسط بصير احمد دانشيار  | 

جنگ روانی

اعتقاد بر این است كه مورخ و تحلیل گر نظامی بریتانیایی «فولر»اولین كسی است كه این اصطلاح را در سال 1920.م به كار برد. اقدام‌های نهفته در دل این اصطلاح سابقه باستانی دارد. فولر بیان می كند كه: «وسایل سنتی جنگ؛ ممكن است جای خود را به جنگ روانی ناب بدهد كه در آن از سلاح استفاده نمی شود بلكه زایل كردن خرد انسان‌ها به‌وسیله نفوذ در اراده آنها می باشد.»

آنچه مسلم شده این است كه اصطلاح « جنگ روانی » در جنگ جهانی دوم و در آمریكا رواج پیدا نمود و از آن به بعد اندیشمندان سعی نمودند كه تعاریفی از جنگ روانی ارایه نمایندكه تعدادی از این تعاریف عبارتند از:

جنگ روانی عبارت است از: (( مجموعه اقداماتی كه برای ضعیف نمودن روحیه‌ی دشمن و تأثیر در عواطف و عقاید او، در جهت پشتیبانی هدف‌هایی كه از طریق عملیات رزمی تعقیب می‌شود .))

در تعریف دیگری از جنگ روانی آن‌را وسیله ای غیركشنده می‌دانند جهت تأثیرگذاری بر روان مردم كشور وهدف آن سست نمودن اراده جنگیدن افراد دشمن. تأثیرگذاری عملیات روانی بر روی نگرش و رفتار مخاطبان بی طرف ، خودی و دشمن می‌باشد وجهت آن دست‌یابی به اهداف سیاسی و نظامی‌است. 3

چنانچه كه امريكا در سال 1981 بيش از 100 روزنامه نگار امريكايي وتقريباً 800 روزنامه نگار خارجي را تمويل ميكرد تا اطلاعات را از سراسر جهان براي مقابله با گروهاي مختلف قدرت جهاني بتواند مبارزه كند.

صلاح نصر نویسنده‌ی مصری نیز، جنگ روانی را این چنین تعریف می نماید: «جنگ روانی همان جنگ عقیده و كلمه است؛ خواه به صورت مخفی،آشكار و یا تركیبی باشد،اساساً سلاحی است كه به انسان و عقل او توجه دارد و هر گاه امكان برقراری ارتباط عاطفی با مخاطب را داشته باشد می تواند به اعماق او نفوذ نماید . »

اما آنچه از تعاریف اكثریت اندیشمندان در حیطه‌ی جنگ روانی، می‌توان به عنوان نقاط مشترك بیان كرد عبارت است از:

عملیات روانی (جنگ روانی ) مجموعه اقداماتی است در جهت كاهش،تضعیف و یا از بین بردن روحیه و توان جنگی نیروهای نظامی و مردم طرف مقابل (دشمن).

عملیات روانی می تواند در قالب های سیاسی،فرهنگی،اقتصادی،اجتماعی و نظامی ظاهر گردد، اما نمود این عملیات در بعد نظامی سریعتر و بیشتر است.عملیات نظامی از این حیث كه یك تقابل ناپیوسته اجتماعی مستقیم می‌باشد ظاهر شدن عملیات روانی در آن از سایر ابعاد سریعتر می باشد.در رویارویی دو گروه متقابل نتیجه نمی تواند از دو حالت بیرون‌باشد

جنگ نرم

جنگ را باید یك پدیده‌ی اجتماعی دانست كه قدمت آن به اندازه حیات انسان است، جنگ همزاد بشر می‌باشد .گویا بشر نمی تواند این بلا را از سر خود دوركند.بدون جنگ زندگی سخت،كسل كننده و یكنواخت خواهد بود . در تعریف از جنگ نظر واحدی بین اندیشمندان وصاحب نظران وجود ندارد؛ولی آنچه كه از مجموع تعاریف استنباط می شود در قالب زیر بیان می‌گردد:

جنگ یك پدیده‌ی اجتماعی همراه با خشونت وستیز بین گروه های سازمان یافته می‌باشد كه طرف‌های درگیردرآن ، از تكنولوژی روز وتوان وقدرت خود برای غلبه‌ی(فیزیكی و روانی) بر طرف‌های دیگر استفاده‌می‌نمایند.

آنچه كه در تعریف فوق بیشتر از همه مورد نظر است عبارتند از:

استفاده از تكنولوژی روز (سیستم‌های اطلاعاتی)است كه معمولاًدر جنگ ها سعی براین است كه بالاترین وپیشرفته ترین دست‌آوردهای بشری، برای غلبه بر حریف مورد استفاده قرار گیرد و معمولاً هم بدین گونه بوده است.بسیاری از پیشرفت های بشر مرهون جنگ و سلطه طلبی انسان‌ها است.

2-  غلبه روانی بر دشمن می باشد؛ در یك جنگ روانی تمام عیار می بایست اطلاعات درست، صحیح و كاملی وجود داشته باشد تا متخصصان جنگ های روانی با به‌كارگیری این اطلاعات، به موقع بتوانند در تضعیف روحیه‌ی دشمن مؤثر باشند.به عبارت دیگر یك عملیات روانی موفق وابسته به اطلاعات دقیق و درست است.

فناوري اطلاعات و جنگ نرم

قرن بیست و یكم قرن دانایي و انقلاب اطلاعات است ،ورود كمپيوتر ،اینترنت وشبكه های الكترونیكی ومهمتر از آن آموزش الكترونیك كه موجب تحولاتی در مفاهیم و ابزار های فناوری اطلاعات شده و باعث از بین رفتن محدودیتهای در زمان و مكان برای دسترسی به اطلاعات گرديده است . آموزش موجب تقویت نیروی انسانی ماهر میشود و شاخص اصلی توسعه كشورها ،توسعه ی منابع انسانی است .

در جامعه ی اطلاعاتی زندگی افراد جامعه در حوزه های اقتصادی ،اجتماعي و فرهنگی كاملا وابسته به فناوری اطلاعات و ارتباطات میباشد، به صورتی كه مردم جامعه در تمام بخش های زندگی از این فناوری نهایت استفاده را میبرند ،در چنین جامعه یي اصول باید رعایت شود تا به جامعه ی یادگیری تبدیل شود و اصول كه دانش آموزان باید به آن بپردازند جستوجوگری اطلاعات و ارزشیابی آن یعنی اینكه منابع غنی اطلاعات را شناسای كرده و بر اساس نیاز خود اطلاعات مورد استفاده اش را باز یابی كند.

متفكر،نقدكننده،تحلیلگر كه با استفاده از فنون ،داده ها و اطلاعات مفید و قابل استفاده ارائه میدهند، تولید كننده دانش كه با استفاده از فناوری های نو مفاهیم و نظریات علمی جدید را به وجود میاورد، ایجاد فناوری ها در آموزش كه با كسب مهارتهای فنی لازم و مدیرت اطلاعات ، ابزارهای فناورانه ای را با موفقیت به وجود آورده و مورد استفاده قرار میدهد.

فناوری اطلاعات و ارتباطات دنیای امروز ما را تحت تاثیر قرار داده و موجب گسترش روز افزون اینترنت و وب شده است، در كشور های توسعه یافته رفته رفته تولید ناخالص داخلی به فناوری اطلاعات و ارتباطات اختصاص پیدا می كند .چنانچه كه رابطه اروپا و امريكا در عرصه ارتباطات سرنوشت جهانيان را در قرن 20 رقم زد تجارت الكترونیك به سرعت در حال رشد است و قوانین و آئین نامه های بین للملی در رابطه با نحوه استفاده از اینترنت و حفظ اطلاعات خصوصی فصل جدیدی از حقوق بین المللي  را به وجود آورده . كامپیو تری شدن مشاغل باعث افزایش شكاف درامدی مشاغل شده و تقاضا برای كار كنان با مهارت فناوری اطلاعات و ارتباطات افزایش چشم گیری داشته وافراديكه از دانش اطلاعاتي مستفيد اند به صورت هاي انتفاعي روز به روز بودجه هاي كلاني نصيب شان ميگردد،  روي هم رفته به گزارش بانك جهاني در سال 2000 دو سوم جميعت مرتبط با انترنت را امريكا و كانادا تشكيل ميدهد درحاليكه جنوب شرق آسيا كه 23 درصد جميعت جهان راتشكيل ميدهد فقط 1 درصد با انترنت ارتباط دارند(2). در حوزه های آموزش بسیاری از مدارس به كامپیو تر متصل شده اند، و دانشگاه ها ی كه درس ها را از طریق پست الكترونیك و منابع اینترنتی و صفحات وب به دانشجویان ارائه میدهد به سرعت افزایش یافته و آموزش از راه دور فرصت های تحصیلی روز افزون و متنوعی ایجاد كرده اما با توجه به تمام تحولاتی كه فناوری اطلاعات به وجود آورده مساله ی انقلاب اطلاعات در كشور های است كه پیشرفت و سرعت لازم را ندارد و با توجه به تصویب منشور اوكیناوا به دست سران كشور های توسعه یافته جهت پیشبرد طرح عظیم جامعه جهانی اطلاعات در سال 2000 كشورهای در حال توسعه از شكاف دیجیتال و حشتناكی رنج میبرند. به دلایل گوناگونی این شكاف ها وجود دارد كه بعضی كشور ها با موانع فرهنگی و اجتماعی از جمله مقاومت در برابر تغيير روبرو هستند، و بعضی با عدم ثبات سیاسی مواجهند، و پاره ای هم از تنگناهای شدید مالی یا كمبود مهارت مدیریتی و نیروی انسانی متخصص در زمینه ی فناوری اطلاعات روبرو هستند.

جامعه ی اطلاعاتی جامعه یست كه زندگی اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مردم شدیدا وابسته به فناوری اطلاعات و ارتباطات می باشد و مردم در محل كار ، منزل و حتی در اماكن تفریحی از این تكنو لوژی نهایت استفاده را می برند. در واقع مردم برای ارتباط با یكدیگر در این جامعه نا گزیر استفاده از فناوری اطلاعات می باشند .

تاثیرات شگرفی كه فناوری اطلاعات بر زندگی فردی و اجتماعی انسان ها گذاشته، باعث انتقال این تاثیرات بر مدیریت جامعه شده كه از جمله ی آن به وجود آمدن مفهوم دولت الكترونیك است .تعریف دولت الكترونیك به این گونه می باشد كه فناوری اطلاعات با استفاده آسان و سریع به منظور توزیع خدمات دولتی به طور مستقیم به مشتری در هر 24 ساعت و هر 7 روز هفته با شعار معروف 7ـ 24 است . دولت الكترونیك روشی ست برای دولت ها كه به ارائه خدمات و اطلاعات مناسب دولتی و اصلاح كیفیت خدمات می پردازد، و همچنین ارائه فرصت های گسترده برای مشاركت در فرایند ها و نمادهای مردم سالاری را فراهم می سازد . دولت الكترونیك دولتی ست بدون ساختمان و دیوار و به صورت مجازی می باشد كه آنلاین خدمات دولتی را به مشتری ارائه می دهد و با افزایش مشاركت آنان در فعالیت های سیاسی و اجتماعی شكل پاسخگو تری از دولت می باشد . عوامل ایجاد دولت الكترونیك به شرح زیر می باشد : 1ـ رشد سریع و فرا گیر شدن فناوری اطلاعات درجامعه و ایجاد دگرگونی اساسی در نظام ارتباطات و اطلاعات 2ـ كسترش روز افزون اینترنت در بین مردم و خا نوادها و تغييرات اساسی در روابط فردی و اجتماعی وسازمانی، و تغيير انتظارات آنها3ـ رشد و گسترش تجارت الكترونیك و سرمایه گذاری بنگاه ها ی اقتصادی در این خصوص و تغييردرشیوی خدمات 4ـ موضوع جهانی شدن و تاثیرات شگرف آن بر دولت و نهادهای وابسته به آن 5ـ ایجاد ظرفیت و قابلیت های جدید برای ارائه خدمات و شایسته و مناسب تر به مردم . هر چند كه در حال حاضر مشكلاتی از قبیل هزینه ی سنگین ایجاد ، نگهداری و توسعه شبكه های اطلاعات، فقدان احساس نیاز جدی دولت ها ، ناتوانی طبقه بندی اطلاعات مربوط به شهروندان ، بنگاهای اقتصاد ی و سیاسی و غیره … وجود دارد . اما پیش بینی میشود كه دولت ها از این ظرفیت ها و قابلیتها و از همه مهمتر انتظارات جامعه و به ویژه جوانان متاثر شوند و اقدامات عملی خود را شروع كنند .

دامنه ی تغييرات فناوری اطلاعات علاوه بر حوزه های اقتصادی ،بازرگانی و تجاری در حوزه ی آ موزش كه از مهمترین اركان بقا و رشد انسان است نیز گسترش یافته . آ موزش الكترونیك به معنی آموزش با ابزارهای فناوری الكترونی همچون كمپیوتر، اینترنت و با از بین بردن محدودیت های همچون زمان و مكان در آموزش الكترونیك و آموزش سنتی دو نقطه ی روبروی یكدیگرند . آموزش الكترونیك هم درحوزه آموزش های رسمی و هم در حوزه آموزش های غیر رسمی كارايی دارد . بنا به تاثیرات فناوری اطلاعات در همه عرصه های زندگی ، مدتیست كه نظام آموزش رسمی ، مانند دانشگاه ها و مدارس به اشكال مختلف و با تلفیق برنامه های آموزشی و فناوری اطلاعات و مفاهیم جدید آن ، در جهت توسعه ی آموزش الكترونیك گام برداشته اند . به نحوی كه اموزش الكترونیك در سطح آموزش عالی یك امر پذیرفته شده به حساب می اید و در بسیاری از كشور ها در تلاش راه اندازی دانشگاه های مجازی هستند.

اصطلاح نرم و نرم افزار در دنياي تكنالوژي وانترنت از اهميت خاصي برخوردار است. امروزه زندگي بدون وابستگي به اطلاعات و تكنالوژي روز، غير قابل تصور گرديده است، روي هم رفته اين روند را افزار ها تسريع بخشيده اند . براي روشن شدن اين مطلب، نياز است تا نگاهي گذرا بر نرم ونرم افزار داشته باشيم.

انترنت امروزه اوج  تكنالوژي بشر را به خود اكتساب نموده است، وانترنت جز اتصال كمپيوتر ها به يكديگر چيزي ديگري نيست . كمپيوتر ها از دوبخش تشكيل ميشوند، يكي از اين بخش ها بنام سخت افزار(hardware) وديگري بنام نرم افراز(software)  ياد ميگردند ، سخت افزار ها مجموعه از وسايل و مواد كاربرده شده، در ساخت و تعمير كمپيوتر وانترنت اند، كه شامل سي پي يو(CPU)، مانيتور، كيبورد، موس ، ديلينك(Delink) ، وكارد هاي مخصوص است كه نقطه اتصال منابع كاربردي در كمپيوتر را دارند. در پهلوي اينكه كمپيوتر از همه اين وسايل ساخته شده است، تا شكل ظاهري و يا فزيكي يي را پيداكنند، شامل دستورات و فرامين نيز در داخل خود هستند كه اين بسته از فرامين  را نرم افزار ها ياد ميكنند .

نرم افزار ها يا برنامه ها، ساخته و پرداخته ذهن انسان هاي متمدن ، مترقي و بخصوص تكنالوژيست هاست، كه دستورات را به زود ترين وقت به اجرا ميگذارند. نرم افزار ها با گذشت زمان از اهميت وتوانايي بيشتر برخوردار شده اند، بخصوص از سال 1998 بدين سو جهان شاهد گسترش قدرت نرم و نرم افزار ها بوده است كه اين سيرصعودي را نميتوان روي گراف ترسيم كرد.

امروزه بانك ها ، شركت ها، تجارت خانه ها، خطوط آهن، شبكه هاي برق ، مخابرات و تمام ساحات زندگي بشر بر نرم افزارها اتكا دارند.

اگر چند كه اين تصور را تنها ميتوان در كشور هاي پيشرفته داشت اما نميتوان از تاثيرات نرم ونرم افزار در كشور هاي در حال رشد اغفال كرد.

اصطلاح نرم  برگرفته شده از نرم افزار است، و يا به طور خلاصه ميتوان گفت نرم صورت اختصار نرم افزار است . امروزه نرم افزار را بصورت نرم اختصار ميكنند  و مبدل به معيار پيمايش تمام زمينه ها، همين نرم ها قرار گرفته اند.

نرم يا نرم افزار ها توسط كد هاي مخصوص نوشته ميگردند كه قابل پردازش واجرا عمليات مكرر، پاسخ گو ،  تناوبي وغيرقابل اغفال اند . اما اغفال اين نرم ها بدين معني نيست كه صورت مطلق آن باشد زيرا اين نرم ها قابل باز نويسي نيز ميباشند.

به هر حال ميتوان نرم را صورت اختصار نرم افزار وبرنامه هاي و دستوراات از قبل اماده شده براي اجرا فرمان دانست  كه روي كمپيوتر ها نصب گرديده  وتوسط انترنت يا خط اتصال از راه دور فرمان داده ميشود.

نرم افزار ها به اين دسته از خانواده ها تقسيم بندي ميگردند.

نرم افزار سيستمي : نرم افزار سيستمي، مجموعه اي از برنامه هاست که براي خدمت رساني به ساير برنامه ها نوشته شده است. بعضي نرم افزارهاي سيستمي (مانند کامپايلرها و ويرايشگرها) ساختارهاي اطلاعاتي پيچيده ولي محدودي را پردازش مي کنند. ساير کاربردهاي سيستمي (مانند اجزاي سيستم عامل، درايورها و پردازشگرهاي ارتباطات راه دور) داده هاي نامحدود گسترده اي را پردازش مي نمايند. در هر دو مورد، حوزه نرم افزار سيستمي، توسط اين ويژگي ها تعيين مي گردد،  تعامل زياد با سخت افزار، استفاده زياد توسط چندين کاربر، عمليات همروند که نياز به زمانبندي، مديريت منبع و مديريت پردازش دارد، ساختار داده هاي پيچيده و رابطهاي خارجي چندگانه.

نرم افزار بي درنگ : نرم افزاري که رويدادهايي که در جهان واقع اتفاق مي افتد را کنترل، نظارت و تحليل مي­کند. عناصر نرم افزار بي درنگ شامل بخش جمع آوري کننده اطلاعات (که اطلاعات را از محيط خارجي جمع آوري و شکل دهي مي کند)، بخش تحليل (که اطلاعات را به شکل موردنياز کاربر تبديل مي کند) و بخش کنترل/خروجي  که به محيط خارج پاسخ داده و بخش نظارت است که ساير بخشها را به گونه اي هماهنگ مي­کند که پاسخ بي­درنگ ( بين 1 ميلي ثانيه تا 1 ثانيه) فراهم شود.

نرم افزار تجاري : پردازش اطلاعات تجاري بزرگ ترين حوزه کاربرد نرم افزاري است. اين سيستمهاي مديريت اطلاعات به يک يا چند پايگاه داده بزرگ اطلاعات تجاري دسترسي دارند.کاربردهاي اين حوزه، داده هاي موجود را به روشي ساختاردهي مجدد مي کنند که عمليات تجاري يا تصميم گيري مديريتي را تسهيل کنند. علاوه بر کاربرد پردازش داده مرسوم، کاربردهاي نرم افزار تجاري، محاسبات متعامل را هم شامل مي شوند.

نرم افزار علمي و مهندسي : اين نوع نرم افزار توسط الگوريتم هاي معمول عددي مشخص مي­گردند ولي کاربردهاي جديد حوزه علمي و مهندسي، از الگوريتم هاي عددي مرسوم دور مي گردند. طراحي به کمک کامپيوتر، شبيه سازي سيستم و ساير کاربردهاي متعامل به تدريج به ويژگيهاي نرم افزار سيستمي و بي درنگ اضافه مي شوند.

نرم افزار نهفته : محصولات هوشمند امروزه بسيار رايجند. نرم افزار نهفته، در حافظه خواندني قرار مي گيرد و براي کنترل محصولات و سيستم ها به کار مي رود. سيستم نهفته مي تواند اعمال اختصاصي و خيلي محدودي را انجام دهد و يا عملکرد و قابليت کنترل کافي را فراهم مي نمايد ( مثل توابع ديجيتال در موتر ها مانند کنترل سوخت).

نرم افزار کامپيوترهاي شخصي : فروش نرم افزار کامپيوتر شخصي، در طول دو دهه گذشته رونق گرفته است. پردازش کلمه، صفحه گسترده ها، گرافيک کامپيوتري، چندرسانه اي، سرگرمي، مديريت پايگاه داده، کاربردهاي مالي تجاري و شخصي و دسترسي به پايگاه داده تعداد اندکي از اين کاربردهاست.

نرم افزار مبتني بر وب : صفحات وب بازيابي شده توسط کاوشگر، نرم افزاري است که دستورات اجرايي و داده را به کار مي برد. در اصل شبکه به يک کامپيوتر عظيم تبديل شده که منبع نرم افزاري تقريبا نامحدودي را فراهم مي­کند که مي تواند توسط يک مودم براي همه در دسترس باشد.

نرم افزار هوش مصنوعي : اين نرم افزارها از الگوريتم هاي غيرعددي براي حل مسايل پيچيده که براي محاسبه و تحليل ساده و سرراست نيستند، بهره مي برند. سيستم هاي خبره که سيستم هاي مبتني بر دانش هم ناميده مي­شوند، تشخيص الگو (تصوير و صوت)، شبکه هاي عصبي هوشمند و بازيها، کاربردهاي رايجي دراين مقوله هستند.

امروزه هر كشوري كه نرم را توليد ميكند محصول از آن خود اوست . نرم افزار هاي توليد شده به قيمت هاي گزافي به شركت ها وكمپني ها عرضه  ميشود امروز ميتوان برنامه نويسان را يكي از سرمايه دار ترين اقشار اجتماع دانست .

يك نرم افزار كه از توانايي هاي خوبي برخوردار باشد به قيمت ميليون هاي دالر به فروش ميرسد اين نرم ها معمولاً توسط شركت هاي بزرك توليد نرم مانند مايكرسافت، ادوب ويا هم سنتروليوم توليد ميگردند كه شركت هاي چند مليتي اند .

جنگ نرم كه به تعبيري آن را جنگ فرهنگي، سياسي،اقتصادي و اعتقادي مي نامند يكي از چالش هاي پيش روي كشورهاي در حال توسعه در سال هاي اخير به شمار مي رود كه در اين جبهه هوشياري و بيداري توام با درايت نخبگان و اصحاب فكر و انديشه جامعه حرف اول را مي زند.

به بيان ديگر بايد تاكيد كرد كه در زمان حاضر انجام جنگ هاي نظامي به آخر خط بازدهي رسيده و براي مستكبران غرب و شرق اين موضوع به اثبات رسيده كه براي تسلط بر كشورها، لشگركشي و صرف هزينه هاي كلان نظامي ديگر پاسخگو نخواهد بود چرا كه تجربه ثابت كرده هيچ قوم و ملتي از اشغالگر استقبال نخواهند كرد، از همين رو ساده ترين راه يعني غلبه بر افكار و انديشه هاي ملت ها را برگزيده اند تا با ايجاد جنگ هاي روحي و رواني بتوانند مردم را ضمن تهي نمودن از آرمان ها و ارزش هاي شناخته شده تاريخي و مواريث گرانبهاي فرهنگي، وام دار فرهنگ و انديشه هاي مبتذل و بعضا غيرقابل دفاع خود كنند و ضمن رخنه در عرصه هاي فرهنگي و اجتماعي، همچون موريانه اي به قطع ريشه هاي كهن تاريخي ملت ها بپردازند و حمله اي نرم و خاموش و بي صدا داشته باشند.

در جنگ نرم نخبگان بيش از سايرين در معرض تهديدهاي جدي دشمن و در خط مقدم اين مبارزه آرام و بي صدا هستند.

 

+ نوشته شده در  89/05/05ساعت 9:1 AM  توسط بصير احمد دانشيار  |